
نکاتی در مورد حرفهی رواندرمانی به مناسبت روز روانشناس ۲
-در هر لحظه از جلسات تحلیل اگر تفسیری به درون ذهن ما راه نمییابد، آنجا زمانی است که لازم است به “شهود” خویش متصل شویم؛

-در هر لحظه از جلسات تحلیل اگر تفسیری به درون ذهن ما راه نمییابد، آنجا زمانی است که لازم است به “شهود” خویش متصل شویم؛

میدانیم که کلام اشباعشده، تا چه اندازه در روانکاوی نهی شده است؛ کلامی که در آن “احساس” بر “فهم” غلبه مینماید و ذهن تحلیلی جایش

بسیاری از فقدانهایی که EGO بر آنها متمرکز میشود و از اینرو غم آنها را مدام تجربه مینماییم، راهی است برای پنهان نمودنِ غیابها و

اغلب مراجعین برخلاف میل ظاهریشان، تمایل چندانی برای “زود خوب شدن و بهبود یافتن دردها” ندارند. غریزهی مرگ و تمایلات پنهانی برای حفظ درد همیشه

کانتین به باورم دو سویهی اصلی دارد که تمامی جنبههای آن را میتوان به این دو سویه مربوط دانست؛ سویهای که “جذب” میکند و سویهای

احساس انتقالمتقابلِ گناهکاری، از جمله احساسات پرتکراری است که ممکن است روانکاو با مراجعین پریمیتیو به شکلی پرفشار و شدید تجربه نماید. در واقع این

این تصور نسبتا شایع میان عموم و برخی درمانگران که رواندرمانگران با صبر و شکیبایی خود درد بیمارانشان را به درون خویش برده، تحمل مینمایند

تایم جلساتِ مراجعینِ ما در فضای تحلیلی ثابت است. ما اجازهی تغییر زمان مراجعینمان یا ملغی نمودن آن را مگر در مواردی که مسالهای کاملا