
نگاهی به تعارض میان زنانگی و رشد
پدیدهی آشنایی است در زنان که به هنگام خشم و جاییکه لازم است بر حق خود پافشاری نمایند به خود میلرزند و خود را گم

پدیدهی آشنایی است در زنان که به هنگام خشم و جاییکه لازم است بر حق خود پافشاری نمایند به خود میلرزند و خود را گم

در هیستری، اغلب فردی در رابطه در جایگاه ارباب باقی میماند و فرد دیگر در جایگاه برده؛ موضوع اصلی در رابطهی ارباب-برده، دو چیز است:

فکر نمیکنم هیچ امری بیشتر از گوش سپردن به فرامین سختگیرانه و ناکامکنندهی وجدان برای ما آدمها ارضاکننده و امنیتبخش باشد؛ فردی که تدریس زبان

دو ضربهی انحصاری در طی رشد دختر بچه رخ میدهد که از اینحیث مسیر هویتیابی او را در مقایسه با پسر متمایز میسازد؛ بار اول

برای مشاهدهی تحلیل قسمت اول این نوشتار به پست قبل رجوع نمایید.در ادامه، رویابین آرزو مینماید که دیوار خانهی جدید به دیوار خانهی والدین متصل

-در هر لحظه از جلسات تحلیل اگر تفسیری به درون ذهن ما راه نمییابد، آنجا زمانی است که لازم است به “شهود” خویش متصل شویم؛

میدانیم که کلام اشباعشده، تا چه اندازه در روانکاوی نهی شده است؛ کلامی که در آن “احساس” بر “فهم” غلبه مینماید و ذهن تحلیلی جایش

ترک کدام یک سختتر است: اشتیاق یا عادت؟!در عادت، اشتیاق حضور دارد، اما مستور! “عادت” شبیه به فتیش عمل مینماید: پارهابژهای جایگزین فالوسِ گمشده میگردد.

بسیاری از فقدانهایی که EGO بر آنها متمرکز میشود و از اینرو غم آنها را مدام تجربه مینماییم، راهی است برای پنهان نمودنِ غیابها و

گابارد میگوید تخطی از مرز از جایی آغاز نمیشود که درمانگر میل جنسی را به وضوح به مراجع تجربه مینماید؛ بلکه تجربهی جنسی اغلب در