
آیا “زمان” در روانکاوی، خطی است؟
توماس مان در اثر شگرف خود “کوه جادو” میگوید زمان رو به جلو حرکت نمیکند، بلکه در یک دایره مدام تکرار میشود و صرفا پس

توماس مان در اثر شگرف خود “کوه جادو” میگوید زمان رو به جلو حرکت نمیکند، بلکه در یک دایره مدام تکرار میشود و صرفا پس

رویت اتفاقیِ معاشقه یا مقاربت والدینی یا فانتزی آن گاهی برخلاف تصور، نهتنها خشمناک نیست، بلکه میتواند زمینهساز نوعی حس رهایی در کودک نیز گردد

-در هر لحظه از جلسات تحلیل اگر تفسیری به درون ذهن ما راه نمییابد، آنجا زمانی است که لازم است به “شهود” خویش متصل شویم؛

ترک کدام یک سختتر است: اشتیاق یا عادت؟!در عادت، اشتیاق حضور دارد، اما مستور! “عادت” شبیه به فتیش عمل مینماید: پارهابژهای جایگزین فالوسِ گمشده میگردد.

آیا بیاخلاقیهایی که در ساختارهای نارسیسیستیک و آنتیسوشال مشاهده مینماییم منبعث از یک فقدان یا نقص جدی در سوپرایگوی آنها است؟ از یک منظر میتوان

احساس انتقالمتقابلِ گناهکاری، از جمله احساسات پرتکراری است که ممکن است روانکاو با مراجعین پریمیتیو به شکلی پرفشار و شدید تجربه نماید. در واقع این

در رویا تودهای زردرنگ را میبیند نرم شبیه به “مارش ملو” یا “راحت الحلقوم” که او را احاطه کرده و به درون خود میکشد. حسی

۱-۱ “فابیان” شخصیتی افسانهای با شیطان پیمانی میبندد و طی آن شیطان وِردی به او میآموزد که از طریق خواندن آن در گوش آدمها میتوانست

ایدهآلسازیِ دیگری، گاه با تهی شدن ما از هر چه خوبی است همراه میشود؛ دیگری تمام خوبیِ ما را آن هم با خواست خودِ ما

این پدیده تجربهای مشترک میان بسیاری از ماست که وقتی در ارتفاع قرار میگیریم ناگهان با وحشت به پرت شدنمان میاندیشیم و در یک آن