
آیا این پدر است که اختهگر است یا مادر؟!
مادری را از سالهایی دور به یاد دارم که میگفت: “میخواهم آلت تناسلی پسرم را بِبُرّم تا او هیچگاه عاشق دختری نشود و تا همیشه

مادری را از سالهایی دور به یاد دارم که میگفت: “میخواهم آلت تناسلی پسرم را بِبُرّم تا او هیچگاه عاشق دختری نشود و تا همیشه

پدیدهی آشنایی است در زنان که به هنگام خشم و جاییکه لازم است بر حق خود پافشاری نمایند به خود میلرزند و خود را گم

ادراکِ گذر بیرحمانهی زمان شاید دردناکترین بُعد زندگی ما است؛ دیدن آرزوهای بدبادرفته، اشتیاقهای لگدمالشده، دیدن موهای سفید و بدنی که رو به فرسودگی و

فکر نمیکنم هیچ امری بیشتر از گوش سپردن به فرامین سختگیرانه و ناکامکنندهی وجدان برای ما آدمها ارضاکننده و امنیتبخش باشد؛ فردی که تدریس زبان

رویت اتفاقیِ معاشقه یا مقاربت والدینی یا فانتزی آن گاهی برخلاف تصور، نهتنها خشمناک نیست، بلکه میتواند زمینهساز نوعی حس رهایی در کودک نیز گردد

در هیستری گاهی خساست شدیدی را در بذل زنانگی مشاهده میکنیم، چه آن دیگری فرزند دخترِ فرد هیستریک باشد و چه شریک عاطفیاش. از اینرو

دو ضربهی انحصاری در طی رشد دختر بچه رخ میدهد که از اینحیث مسیر هویتیابی او را در مقایسه با پسر متمایز میسازد؛ بار اول

برای مشاهدهی تحلیل قسمت اول این نوشتار به پست قبل رجوع نمایید.در ادامه، رویابین آرزو مینماید که دیوار خانهی جدید به دیوار خانهی والدین متصل

-در هر لحظه از جلسات تحلیل اگر تفسیری به درون ذهن ما راه نمییابد، آنجا زمانی است که لازم است به “شهود” خویش متصل شویم؛