Tag: وابستگی

جاودانگی، میل جنسی و مادر
ادراکِ گذر بیرحمانهی زمان شاید دردناکترین بُعد زندگی ما است؛ دیدن آرزوهای بدبادرفته، اشتیاقهای لگدمالشده، دیدن موهای سفید و بدنی که رو به فرسودگی و

چرا از تبعیت کورکورانه لذت میبریم؟
فکر نمیکنم هیچ امری بیشتر از گوش سپردن به فرامین سختگیرانه و ناکامکنندهی وجدان برای ما آدمها ارضاکننده و امنیتبخش باشد؛ فردی که تدریس زبان

در مورد دشواریِ یافتن زنانگی
دو ضربهی انحصاری در طی رشد دختر بچه رخ میدهد که از اینحیث مسیر هویتیابی او را در مقایسه با پسر متمایز میسازد؛ بار اول

معنای “کامروایی و لذت” در رویای مادر گریان
برای مشاهدهی تحلیل قسمت اول این نوشتار به پست قبل رجوع نمایید.در ادامه، رویابین آرزو مینماید که دیوار خانهی جدید به دیوار خانهی والدین متصل

در مورد رویای “مادر گریان”
شرح رویا:همسایه بغلیمون خونش رو زده بود انگار خراب کرده بود و کلی آجر و خاک ریخته بود توی کوچه. مامانم همش داشت غر میزد

ترک اشتیاق یا عادت در نسبت با ابژهی میل و غریزه
ترک کدام یک سختتر است: اشتیاق یا عادت؟!در عادت، اشتیاق حضور دارد، اما مستور! “عادت” شبیه به فتیش عمل مینماید: پارهابژهای جایگزین فالوسِ گمشده میگردد.

احساس “آزادیِ” روانکاو در تحلیل مراجعین بدوی
هانا سگال جملهای دارد با این محتوا که “زمانی پذیرش واقعیت رخ میدهد که فرد دست به بازپسگیریِ همانندسازیهای فرافکنانهی خویش زده و در نتیجه

دو سویهی کانتین : جذب و غیاب
کانتین به باورم دو سویهی اصلی دارد که تمامی جنبههای آن را میتوان به این دو سویه مربوط دانست؛ سویهای که “جذب” میکند و سویهای

ناتوانی در بودن در جایگاه “درمانگر”
مهمترین اصلی که لازم است در کار تحلیلی به آن پایبند باشیم این است که همیشه در جایگاه “روانکاو” برای مراجعینمان باقی بمانیم و خود

