
آیا این پدر است که اختهگر است یا مادر؟!
مادری را از سالهایی دور به یاد دارم که میگفت: “میخواهم آلت تناسلی پسرم را بِبُرّم تا او هیچگاه عاشق دختری نشود و تا همیشه

مادری را از سالهایی دور به یاد دارم که میگفت: “میخواهم آلت تناسلی پسرم را بِبُرّم تا او هیچگاه عاشق دختری نشود و تا همیشه

پدیدهی آشنایی است در زنان که به هنگام خشم و جاییکه لازم است بر حق خود پافشاری نمایند به خود میلرزند و خود را گم

در هیستری، اغلب فردی در رابطه در جایگاه ارباب باقی میماند و فرد دیگر در جایگاه برده؛ موضوع اصلی در رابطهی ارباب-برده، دو چیز است:

دو ضربهی انحصاری در طی رشد دختر بچه رخ میدهد که از اینحیث مسیر هویتیابی او را در مقایسه با پسر متمایز میسازد؛ بار اول

ترک کدام یک سختتر است: اشتیاق یا عادت؟!در عادت، اشتیاق حضور دارد، اما مستور! “عادت” شبیه به فتیش عمل مینماید: پارهابژهای جایگزین فالوسِ گمشده میگردد.

“مجازاتِ خود” شاید چراغی باشد روشنگرِ گسترهی عظیمی از رفتارهای نامعقول و غیرقابل فهمی از آدمی که در آنها نظارهگر نوعی تزریق درد یا ایجاد

حسگناه در فضای تحلیلی برای ما یک نشانهی مهم است از سطحِ سازمانیافتگیِ شخصیت مراجع به این ترتیب که: اگر مراجع در قبال تمایلات جنسیِ

احساس انتقالمتقابلِ گناهکاری، از جمله احساسات پرتکراری است که ممکن است روانکاو با مراجعین پریمیتیو به شکلی پرفشار و شدید تجربه نماید. در واقع این

احساس گناه هنگامی که در درونمان شدت مییابد، گاهی تمایل به تخریب ابژه را در ما جایگزین “جبران” مینماید. در این حالت سوژه بجای ترمیم،

از این جهت نفوذ در ساختار نارسیستیک و ایجاد تغییر در نوع نگاه او به خود و ابژهها بسیار سخت است که آنها باور دارند