پول در جایگاه همه چیز
فکر نمیکنم هیچ شیای به اندازهی پول، ابژهای شود برای پنهان ساختن و همزمان آشکار نمودن امیال ما! پول قابلیت این را دارد که تداعیکننده و نمایندهی هر چیزی در روان ما شود. پول میتواند با همهی تکههای وجود ما گره بخورد و آنها را به شکل دیگری در آورد: به شکل چانه زدن یا بالعکس بذل و بخششهای سخاوتمندانه و نارسیستیک یا مراقبتگرایانه! پول گاه تبدیل میشود به ابزاری برای بهرهکشی از آدمها و گاهی نیز معنای قدردانی به خود میگیرد و زمانی معنای امنیت یا تغذیه کردنِ خویش یا دیگری…
اگر خساست تا این حد مشمئزکننده است و تنفر را در ما برمیانگیزد و اگر سخاوتمندی و خرج کردنِ راحت پول تا این حد سبب محبوبیت در دلها میشود قطعا در آن نیرویی هست کاملا لیبیدینال و همزمان مرگبار که میتواند این چنین سبب پیوند یا گسستِ پیوندها شود.
در تحلیل اگر به موضوع رفتار پولیِ مراجع بالاخص در رابطه با تحلیلگر پرداخته نشود، تحلیلگر اسیر یک مقاومت شده که میخواهد زیر کاور انساندوستی آن را نبیند. در مورد پول ما بایستی بهمعنای دقیق کلمه “دریده” باشیم؛ آنچنان که مراجع از این همه بیپردگیِ ما در مورد مسائل مالی کاملا یکّه بخورد.
همین شفافیتِ ما در مورد موضوع پول بخش اعظمی از رشد مراجع را رقم خواهد زد. مراجع لازم دارد در مسیر رشدش ما را فردی ادراک نماید که در عین حال که در او یا با او هستیم، از او گذر نیز کردهایم؛ در عین بودنمان، نیستیم؛ نیستیم به معنای عدم فیوژن و ذوب شدن در او. ما بیرونیم؛ و ما او را و خودمان را بارها میکُشیم؛ او را در خودمان و خودمان را در او!
تا زمانی که چنین دگرکشی و خودکشیای همزمان رخ ندهد مراجع به مرحلهی “استفاده از ابژه” نخواهد رسید.؛ چرا که صرفا با کشتن دیگری و خودمان زمینه برای دیدارمان مهیا خواهد شد! اول میمیریم و ناامید میسازیم و بعد از این ناامیدی، برای دیگری جایی در بیرون از خود او خلق میشویم؛ جایی در فاصله…
پول و محدودیت زمانی جلسات بهترینها برای این کشتار هستند!
مزاحِ دوری نیست که “ما با تیزیِ بُرّندهی کاغذِ پول، سر مراجع را میبریم! پنبه به کار ما نمیآید!”
پینوشت یک: غرق شدن در دیگری با “استفاده” از او در تضاد است، همچنان که فاصلهی زیاد؛ ما قرار است در میانهی این دو باشیم: لمس کنیم اما نبلعیم؛ فاصله بگیریم اما گم نشویم…پول میتواند این در “میانه بودن” را تنظیم نماید اگر بجا خرج شود و بجا گرفته شود.
پینوشت دو: ارتباط میان کشتن ابژه و استفاده از او را در دورهی “ناخوداگاه کودکی” مبسوط شرح دادهایم.
۲۹ شهریور ۱۴۰۲






