
در مورد مردگی و حمله به پیوند
بسیاری از فقدانهایی که EGO بر آنها متمرکز میشود و از اینرو غم آنها را مدام تجربه مینماییم، راهی است برای پنهان نمودنِ غیابها و

بسیاری از فقدانهایی که EGO بر آنها متمرکز میشود و از اینرو غم آنها را مدام تجربه مینماییم، راهی است برای پنهان نمودنِ غیابها و

“مجازاتِ خود” شاید چراغی باشد روشنگرِ گسترهی عظیمی از رفتارهای نامعقول و غیرقابل فهمی از آدمی که در آنها نظارهگر نوعی تزریق درد یا ایجاد

حسگناه در فضای تحلیلی برای ما یک نشانهی مهم است از سطحِ سازمانیافتگیِ شخصیت مراجع به این ترتیب که: اگر مراجع در قبال تمایلات جنسیِ

آیا بیاخلاقیهایی که در ساختارهای نارسیسیستیک و آنتیسوشال مشاهده مینماییم منبعث از یک فقدان یا نقص جدی در سوپرایگوی آنها است؟ از یک منظر میتوان

تحللیل به ما نشان داده لزوماً علت بیمار شدنمان گذشتهی دردناک ما از آن حیث که مورد بدرفتاری و تحقیر والدین قرار گرفتهایم نیست. این

. شاید هیچ شبی از سال بهاندازهی شب یلدا در دل بسیاری از ما حسرت “فقدانِ یک خانوادهی واقعی” را بالا نیاورَد؛ طلب شبی طولانی

ما نمیتوانیم از هر گونه حب و بغضی نسبت به جهتگیریهای مذهبی و سیاسی، خود را بری بدانیم. سوپرایگو و نهاد قطعا در تعامل با

این پدیده تجربهای مشترک میان بسیاری از ماست که وقتی در ارتفاع قرار میگیریم ناگهان با وحشت به پرت شدنمان میاندیشیم و در یک آن