مدفوع کودک برای او و البته در ناخوداگاه انسان همان ارزشی را دارد که مدفوعِ نهنگ یا عنبر در صنعت عطرسازی (ارزشمندترین ماده طبیعی در دنیا)! لذاست که رویای مدفوع همیشه به ثروتمند شدن تعبیر شده است!
بسیار محتمل است که کودکان زیر ۶ سال مدفوع خود را فرزند یا فرزندان کوچکی تصور کنند که در حال بیرون آمدن از بدن آنها هستند!
و اینکه آن را تولیدی خویش در نظر گیرند؛ اولین تولیدی خویش!
اگر ما این تصور آنها را جدی بگیریم آنگاه کل ماجرای مدفوع کردنِ آنها از عبارت “کار خرابی” “گند زدن” و “نجاست” به چه چیزی تبدیل خواهد شد؟
“ایدههای اصیل در زمان خودشان به ذهن ما خطور خواهند کرد همانگونه که مدفوع زمانش که فرا برسد به بیرون از ما راه پیدا میکند!”
این جملهی یک دوست شوخ طبع بود اما در شوخی او حقیقتی نهفته است؛
روان آدمیزاد از بدن شروع میشود نه از اندیشه؛
از عینیت شروع میشود و به ذهنیت ختم میشود.
ابتدا همین مدفوع است که برای انسان چیزی قابل تفکر و تصور است و در نتیجه پر معنا.
او ابتدا مدفوع را تولیدی خود میبیند پس آن را طبق خودشیفتگیاش، چیزی بسیار بسیار عزیز و ارزشمند تصور میکند.
چیزی به ارزشمندی شیر مادر!
به همین دلیل است (یکی از دلایل) که کودک حاضر به رها کردن مدفوع در چاه توالت نیست!
اینکه با این اولین تصورات کودک در مورد مدفوع و همچنین با عمل دفعِ کودک چگونه برخورد شود، کل مسیر تحولی انسان را در خصوص موضوع
“تولید کردن”، “خلق کردن”، “بخشیدن”،
“به اشتراک گذاشتن”، “اعتماد کردن”، “کنترل یا رها کردن”، “نوشتن”، “اندیشهورزی و تولید علم”، “ثروتاندوزی”، “خساست یا دهندگی” و “احتکار” تا حد بسیار زیادی رقم خواهد زد.
مدفوع در ناخوداگاه کودک، با تمامی این مفاهیم گره خورده است؛ به خصوص با مفهوم ثروت و غنا!
ثروت مادی، ثروت معنوی و علمی و غنای درونی!
و لذا کودکان بسیاری را میبینیم که از هر گونه تولید کردنی و از هر گونه ثروتاندوزیای دچار وحشت میشوند؛
چرا که با اولین تولیدی خود احساس ناامنی، بیارزشی، کثیفی (خانه را به گند کشیدی) و کنترل شدن را تجربه کردهاند.
از همین روست که فروید میان تثبیت (گیر کردن) در مرحله ی مقعدی و شکلگیری سه خصلت بیمارگون روانی در آدمی لینکی قوی برقرار می کند:
او مدعی میشود در صورتی که کودک احساس کنترلگری شدیدی را از سوی والدین در خصوص آداب مربوط به مدفوع کردن تجربه نماید احتمالا سه خصلت روانی در او شکل گرفته یا تقویت میشود:
لجبازی (کنترلگری)، خساست و وسواس (نظافت و نظم).
و البته مشکلات همیشگی با یبوستهای طولانی!
هیچ انسانی در میان ما بیش از آنهایی که به این سه خصلت و بالاخص خساست مبتلا هستند منفور نیستند.
دورهی مقعدی از نگاه ما گلوگاه رشدی است؛ چرا که اصولا والدین بصورت طبیعی با مدفوع و لجبازیهای مربوط به آن اوکی نیستند.
لازم است والدین مدفوع کودک را با تمام حس مشمئزکنندهی آن مورد احترام قرار داده و با آن با سهولت و نرمش رفتار نمایند.
تنها در این صورت است که تمایلات بیمارگون کودک برای رفتن به سمت تمایلات سادومازوخیستیک برای شکنجهی خود و دیگری از طریق رفتارهای وسواس گونه فروکش خواهد کرد.
یادمان نرود که مدفوع کودک و در واقع انسان برای او همان ارزشی را دارد که مدفوع نهنگ (عنبر) در صنعت عطرسازی!
ارزشمنترین مادهی طبیعی در دنیا مدفوع نهنگ (amber) است!
لذاست که در اغلب کتب تعبیر خواب، رویای مدفوع به ثروتمند شدن تعبیر میگردد.
مدفوع برابرنهادهی فالوس در ناخودآگاه است و از همین رو فروید در مقالهی “بازداری، اضطراب و نشانگان” از افتادن مدفوع از مقعد و به یک معنا قطع شدن آن از بدن به عنوان نمادی آشکار از اختگی در فانتزی کودک یاد میکند.
کلاین این نگاه فروید را بسط داده و مدعی میشود که مدفوع حتی میتواند سلاحی کشنده همچون یک اسلحه در فانتزیهای کودک عمل نماید.
گویی گاهی سرنوشت ما با همان چیزی گره میخورد که نجسترین، بدبوترین و به ظاهر بیارزشترین است!






