مراجع می‌تواند هر “ناسزایی” را در جلسات به هر فردی به جز درمانگر به زبان بیاورد؛ جلوگیری از این عمل مراجع، محصول وحشتی است که از مواجه‌ با امیال پرخاشگرایانه‌‌ی وجود او و حتی خود‌‌مان داریم!

فحش دادن در جلسات توسط مراجع به هر فرد یا مفهومی در جلسات کاملا آزاد است؛

تنها منع در این مورد فحاشی آشکار (نه‌ پنهان و دوپهلو و …) به روانکاو است که ما آن را در برخی موارد منع می‌نماییم‌؛

از این رو ممکن است (در صودت فحاشی مستقیم به‌ ما) جایی با قاطعیت جلوی‌ ناسزای مراجع را بگیریم؛ جایی سکوت‌ کنیم؛ جایی تفسیر دهیم،‌ مواقعی کانتین‌ کنیم و…

بسته به احساس شهودی‌ای که در کانترترنسفرنس نسبت به ناسزای مراجع نسبت به خودمان تجربه‌ می‌کنیم‌ مداخله‌ی‌ ما کاملا متفاوت خواهد بود.

اما جدای از این‌ مورد، مراجع می‌تواند هر  ناسزایی را در مورد هر فردی که بخواهد بکار ببرد و حتی در جلسات آن را فریاد کند.

تاکید می‌کنم‌ مهم نیست آن فرد کیست، حتی اگر او به تمامی‌ مقدسات شما هم توهین کرد حق هیچ گونه اعتراض و اِعمال بازداری‌ای را در مقابل او نداریم.

فناگی در مقاله‌ای در خصوص بیماران‌ پرخاشگر نوشته بود یکی از مراجعین او روی میزی که روبروی فناگی بود می‌ایستاد و با صدای بلند به او ناسزا می‌گفت؛

روانکاو دیگری از مراجعی می‌گوید که هنگام رفتن از جلسات با لگد به پای او می‌کوبید. جای دیگری از روانکاوی خواندم که مراجع او، خود را به زور به بدن درمانگر می‌چسباند تا تن روانکاو بوی عطر او را بگیرد!

فارغ از اینکه با این‌ مراجعینِ ابن‌چنین بدون مرز چگونه باید نشست (که مورد به مورد متفاوت خواهد بود) اما یادمان‌ باشد که‌ این حق طبیعی مراجع است که در جلسات حداقل در کلامش “احساس آزادی” را تجربه نماید.

لازم است ما این فضا را با نوع بودنمان در جلسات ایجاد نماییم که تو لااقل اینجا‌ می‌توانی نگران آنچه که به “زبانت” جاری می‌شود نباشی!

و هر چه بگویی حتی بی‌معنا، حتی بی‌فایده، حتی تحقیرگرایانه آزاد است!

آگدن‌ می‌گفت جایی‌ مراجعش برای اولین بار بعد از گذشت مدت زمان زیادی از جلسات، از واژه‌ی کوچه‌بازاری مدفوع در جلسه استفاده کرد و او (آگدن) نیز در همان جلسه، مخصوصا همان کلمه‌ی را مجدد بر زبان آورد تا این عمل مراجع را که نوعی رشد در رابطه‌ی او با آگدن محسوب می‌شد را تحسین نماید!

ماجرا به این سادگی نیست‌ که حکم کلی صادر کنیم مبنی بر اینکه فحاشی یک act است و مراجع حق فحاشی نه به‌ ما و نه به فرد دیگری را ندارد!

هدایت‌ها و آموزش‌های غلطی که متاسفانه در برخی آموزش‌های پویشی و تحلیلی رخ می‌دهد سبب شده درمانگرانی در کشور وارد کار درمانی شوند که همه‌ی‌ پدیده‌های روانی مراجعین را بصورت اسپلیت‌شده و صرفا از یک فیلتر خشک و غیرشناور نگاه می‌کنند و طبق همین نگاه اسپلیت‌شده، مداخلات خود را تنظیم‌ می‌نمایند.

پی از مطرح شدن پادادایم “انطباق”، بجای “تفسیر” توسط وینی‌کات، دیگر مرز سنتی میان کلام و act از میان رفت؛

و بسیاری از روانکاوان (همچون آستین، ۱۹۶۵ و فرانک سامرز، ۱۹۹۹)) این نظریه را مطرح نمودند که حتی جملات به ظاهر خنثایی همچون‌ جملات اِخباری نیز نوعی از act محسوب می‌شوند.!

نه تنها در مورد موضوع فحاشی، بلکه در مورد تمامی رفتارهای مراجعینمان لازم است برحذر باشیم از طبقه‌بندی‌های سطحی رفتارها و اعمال‌ آنها!

برای مثال اینکه اگر مراجع فلان حرف را زد مرزی است یا مراجع وسواسی مساله‌اش این است و مراجع هیستریک این!

این‌ گونه آموزش‌ها درمانگرانی را تربیت خواهد کرد که “تفکر” آخرین کاری است که در جلسات انجام‌ خواهند داد…

درمانگرانی که به سرعت، سعی در کشیدن یک‌ شمای ریاضی‌وار از مراجعینشان می‌کنند و ناتوانند از دادن فضایی به‌ مراجع تا بتواند خود را آنگونه که‌ خود می‌خواهد بسط دهد و از سوی ما نیز شیوه‌ی خاص سخن او شنیده و فهمیده شود! (انطباق در برابر تفسیر)

آموزش‌های طبقه‌بندی‌شده، مهمترین ابزار فهم‌ مراجع را از ما درمانگران‌ می‌ستاند؛ یعنی شهود!

جایی که شهود کار نکند. “طبقه‌بندی” و “تفسیرهای اسپلیت‌شده‌ی یک‌طرفه” به عنوان یک دفاع،‌ فقدان شهود را در ما کاور خواهد کرد.

طبقه‌بندی‌ ناشیانه‌ی اعمال مراجع، ناشی از ناتوانی ما در پذیرش‌ مسئولیت در مورد این واقعیت است که‌ ما با انسان‌هایی ناشناخته مواجهیم که به راحتی نمی‌توان در موردشان قضاوت بالینی انجام داد و بایستی بر وسوسه‌ی “تحلیلِ سریع آنها” غلبه نماییم!

در نهایت آنکه جلوگیری از فحاشی‌ مراجعین، ایستادن در برابر بخش بزرگی از وجود آنهاست که خواهان ابراز پرخاشگری و حتی بیان امیال لیبیدینال خویش از طریق “فحش” هستند.

حتی اگر فحاشی‌های مراجع به فرض تماماً پروجکتیو باشد هم (که نیست)، ما حق جلوگیری آن را نخواهیم داشت!

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا