میل به بلعیدن و تمایلات غیراخلاقی سوپرایگو

میل به بلعیدن و تمایلات غیراخلاقی سوپرایگو

میل به بلعیدن که بدوی‌ترین و دیرینه‌ترین میل در نهاد آدمی است همانگونه که تمایل به لذت را در چنگال خود راه می‌برد، در عین حال سایه بر تمامی بایدها و نبایدهای سوپرایگویی نیز گسترانیده است. مگر نه اینکه میل به کمال که پایه‌ و ریشه‌ی صفت شوم کمال‌گرایی است در ذات خود نوعی گرایش به بلعیدنِ هر آنچه خوبی و لذت است را نهفته دارد؟
“مشی و مشیانه” که طبق برخی متون کهن ایرانی اولین انسان‌های کره‌ی خاکی نام برده شده‌اند پس از صاحب فرزند شدن (یک پسر و یک دختر) از فرط شیرینی فرزندانشان تاب نیاورده و هر دو را می‌بلعند. همانگونه که در اساطیر یونان کرونوس پدر زئوس تمامی فرزندانش را پس از به دنیا آمدنشان می‌بلعید. و زئوس با ترفند مادرش از شر میلِ پدر آدم‌خوارش نجات یافته و به جزیره‌ی کرت منتقل‌می‌گردد. جایی که یک بز ماده او را همچون دایه‌ای شیر می‌دهد تا رشد نموده و زنده بماند.

به هنگام فتوحات هیتلر، زمانی که نوبت به شهر لنینگراد در روسیه می‌رسد او به ارتش دستور می‌دهد شهر را به دلایلی بدون هر گونه بمبارانی فتح نمایند. مردم لنینگراد برای مراقبت از خویش خندق وسیعی به دور شهر می‌کشند تا از ورود ارتش به خاک شهر جلوگیری نمایند. ۹۰۰ روز لنینگراد در محاصره‌ی هیتلر بود و مردم شهر به دلیل فقدان غذا از جنازه‌ی آدمهای شهر تغذیه‌ می‌نمودند. در واقع این تمایل بدوی به بلعیدن با عذری منطقی دوباره در میان‌ مردم لنینگراد زنده شده بود.

این خصلت (بلعیدن) همیشه در میان آدمیان، خدایان و و دیوان (دیوها) یا اهریمنان که اغلب متعلق به جهان مردگان قلمداد شده‌اند مشترک و همیشگی بوده است. برای نمونه اهریمن که در ابتدا در سلطه‌ی طهمورث و در نقش مرکب او بود را در لب پرتگاهی به دلیل ترس طهمورث از ارتفاع بلعید؛ جمشید برای نجات برادرش (طهمورث) به بهانه‌ی لواط با اهریمن، هنگامی که از اهریمن خواست تا به‌ پشت خم شود، طهمورث را از درون کفل (مقعد) اهریمن بیرون کشید. این خود گواهی است بر اینکه چگونه میل به بلعیدن در دل خود هم خصلتی شوم است و هم به نوعی پسندیده؛ پسندیده از این جهت که به کمال‌گرایی متصل می‌گردد. به دلیل همین خصلت دوقطبیِ (ماهیت اخلاقی و همزمان غیراخلاقی) میل به بلعیدن است که می‌توان سخنِ آشنای فروید را بهتر درک نمود آنجا که می‌گوید سوپرایگو حیات خویش را به خرجِ اید بنا می‌سازد؛ به این‌معنا که سوپرایگو چهره‌ی مبدلی از اید است! از همین رو است که وقتی به ماهیت حقیقی دستورات سوپرایگو پی می‌بریم متوجه می‌شویم که او در بسیاری اوقات امر به لذت می‌کند و پشت بسیاری از امساک‌های ظاهری‌اش جز تلاشی غیرمستقیم‌ برای ارضای تمایلات ممنوعه‌ی جنسی و پرخاشگرایانه در قالبی مبدل چیز دیگری نیست.

بهترین‌ مثال برای فهم این نکته مادر وسواسی‌ای است که دختربچه‌ی نوزاد خود را به بهانه‌ی نجس شدن با آب داغ بارها و بارها از شکم به‌ پایین می‌شوید در حالی که نوزاد از فرط درد و سوزش در حال اشک ریختن است! این خشمِ ممنوعه‌ی مادر به نوزاد (و در واقع خشم به ابژه‌های درونی) است که به وضوح در این عملِ روتینِ وسواسی، چندین سال، هر روز چندین‌ مرتبه در حال ارضا شدن است؛ و چه بهانه‌ و دستورِ سوپرایگویی‌ای بهتر از این برای ارضای بدون ترسِ تمایلات پرخاشگرایانه‌ی جنسیِ مادر که: “نجاست سبب بیماری است و آب داغ تنها وسیله برای پاک کردنش!” به وضوح‌ می‌بینیم که عمل شستنِ بدن نوزاد را به هیچ عنوان نمیتوان عملی اخلاقی قلمداد نمود و بالعکس طبق‌ منطق اخلاق، این فعل، عملی مطلقا غیراخلاقی است؛ از این‌رو دوباره بر ما مکشوف می‌گردد که سوپرایگو لزوماً امر به اخلاق نمی‌نماید و بسیاری از دستورات آن امر به ضداخلاق‌ می‌نماید.

فروید در سه رساله می‌گوید: تاریخ تمدن بشری ما را کاملا مطمئن ساخته است که ستمگری و غریزه‌ی جنسی، درونی‌ترین تعلق خاطر را به یکدیگر دارند!” در واقع در هر دردی نوعی لذت‌ جنسی نهفته است و این گرایش به تهاجم به دیگری و آزارِ او باقی‌مانده‌های همان تمایل بدوی ما به آدم‌خواری است. کمال‌گرایی که‌ گویا در راس تمام صفات اخلاقی می‌نشانیمش، ریشه‌هایش در بدوی‌ترین تمایل انسان،‌ یعنی تمایلی دهانی نهفته است؛ و این اولین راه ارتباط انسان با‌ جهان است: به درون آوردن اشیاء و آدمها از طریق دهان! می‌توان ریشه‌ی کودکانه‌ی بسیاری از فضایلِ به ظاهر اخلاقی را طبق همین سیاق (روانکاوی) ردیابی نمود. تمامی این تلاشها از آن‌ جهت است تا آدمی بتواند این جهان غیرقابل فهم و پراسرار و البته دردناک را از طریق کاوشِ میلِ اصیلِ خویش قابل فهم‌تر سازد. سوپرایگو با تمام ضرورت حضورش اما آدمی بدون دسترسی‌ای بی‌واسطه‌تر به اشتیاق خویش برای اکتشاف‌ جهان و دلبستگی خواهد مرد! مرگی درونی در سایه‌ی تبعیتی اجباری از برخی دستورات موذیانه‌ی سوپرایگو.

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا