پایان روانکاوی زمانی است که تو هم خودت و هم رقیب را به رسمیت‌ می‌شناسی و گرامی‌اش می‌داری؛ تحقیر رقیب نشانه‌ای از شکست ما در “اُدیپ” است!

از مهمترین شاخصه‌های پیشرفت مراجع در روانکاوی، به رسمیت شناختن توانمندی روانکاو در عین حسادت به او است؛

مراجعی که در عین‌ حسادت و تنفری که نسبت به‌‌ ما احساس می‌نماید،‌ می‌تواند ما را تحسین کرده و قدردان این رابطه‌ی ارزشمند تحلیلی باشد (به‌شرط به‌اندازه‌ی کافی خوب بودن‌مان).

آن لحظه می‌توان انتظار داشت که او نیز به زودی خود را‌‌‌ در کنار ما بالا خواهد کشید تا جایی که او نیز به چهره‌ای ایده‌آل در ذهن ما تبدیل گردد!

هر چند دردناک اما ایده‌آل شدنِ ما مسیرش از هضم ایده‌آل بودنِ رقیب می‌گذرد!

مهمترین تکلیف رشدی در فاز اُدیپ نیز همین است: تو با پذیرش جذابیت و توانمندی پدر یا مادر، به جای انکار جذابیت آنها، برای خودت نیز جایگاهی قائل می‌شوی تا آنجا که دیگر از حضور دیگرانی ایده‌آل در اطرافت احساس خطر نمی‌کنی:

من خوبم و برای خوب بودنم نیازی به حذف توی ایده‌آل به عنوان‌ یک رقیبِ اخته‌گر ندارم!

به یاد بیاورید آنجا که تابِ دیدن زیبایی‌ یا توانمندی کودکان هم‌‌سن‌ خود را نداشتیم؛

آنجا که می‌خواستیم صرفا ما در جایگاه رهبر یا بهترین کودک گروه قرار بگیریم و لذا همیشه بازی‌هایمان با دعوایی شدید خاتمه می‌یافت؛

یا آن لحظاتی‌ که از توجه مادر به‌ پدر به از حسادتی کشنده‌ پر‌ می‌شدیم؛

این لحظات، در عین دردناک‌ بودن،‌ مهمترین‌ مرحله‌ی رشدی ما را رقم‌ می‌زدند؛ یعنی تکلیف ما با عقده‌ی ادیپ:

جایگاه من و جایگاه تو کجاست؟!

آیا‌ می‌توانم در حد و اندازه‌ی رقیب، محبوب دل مادر یا زنان و مردانی به جذابیت او باشم‌ و چگونه؟!

پاسخ قلبی ما به این دو سوال، سرنوشت‌ ما را‌ در زندگی عاشقانه و‌ حرفه‌ای رقم‌ خواهد زد.

اوج رشد ما در ادیپ زمانی‌ محقق‌ می‌شود که از بزرگ بودن دیگری احساس تهدید دریافت نمی‌کنیم!

آنجا که هم‌ خودت را عزیز و گرامی‌ می‌داری و هم بزرگ بودن‌ رقیبت را به رسمیت می‌شناسی!

و نه تحقیر خود و نه تحقیر دیگری را‌ جایز نمی‌دانی!

جایی که احساس کردیم، حضور دیگری عرصه را به‌ ما تنگ نموده و او را تهدیدی خارجی برای حیثیت، اعتبار و داشته‌های خود یافتیم، آن لحظه‌ی شکست ما در ادیپ است.

زمانی که کودک ترسش از پدرِ قَدَر (فالیک) آنچنان زیاد است که‌ خود را جدا افتاده از مادر می‌بیند و با حضور پدر، شانسی برای داشتن‌ دوباره‌‌ی مادر در خود نمی‌یابد، برای حفظ دوباره‌ی جایگاه خود در نزد‌‌‌ مادر،‌ گاهی سعی در انکار یا تحقیر چهره‌ی‌ پدرانه‌ یا حتی جذابیت مادر می‌کند؛ مسیری که‌ می‌تواند به خودشیفتگی،‌ هموسکشوالیتی و فمنیسم ختم‌ گردد.

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا