
ما گاهی از اینکه مراجع دلمشغول خودش است و نه رابطهاش با ما به او حسادت و خشم عمیقی را تجربه میکنیم؛ اینجا مراجع بخش حسود خودش را بر ما فرافکنی کرده است تا ما بجای او آن حسادت را زندگی کنیم!
میگویند رشک (envy) برای روابط دو تایی است و حسادت برای روابط سهتایی. بله؛ اما گاهی در دل یک رابطهی دو تایی نیز میتوان از

مراجعین مرزی و سایکاتیک میلی قوی دارند تا ابتدا آنها ما را درمان نمایند. صرفا پس از اجازه دادن به این میل است که آنها مجوز ورود به درونشان را به ما میبخشند! گاهی، برای درمانِ دیگری، باید نخست اجازه دهیم او ما را درمان کند!
ما تلاش میکنیم تا با “تفسیرِ مقاومت” و یا نشان دادن مضرات قطع جلسات در مراجعی که تصمیم به ترک جلسات را دارد او را

هدف پنهان درمانگری که معشوقش را مابین پستهای روانشناختیاش به نمایش میگذارد دیوانه ساختن مخاطب است، همچون مادری که در لباس اروتیک برای فرزندش از درس و مشق سخن میگوید!
از مهمترین خطرهایی که پیش روی درمانگران است، افشای زندگی شخصی با مراجعین یا در سوشال مدیا است. ما نیاز داریم به حکم انسان بودنمان

درمانگران و مدرسینِ خودشیفته و آزارگر، بزرگترین معضلِ روانشناسی در ایراناند؛ مدرسینِ سایکوتیکی که از طریق همانندسازی شاگردان و مراجعینشان با آنها، نسل تازهای از خودشیفتگان و متجاوزین را بازتولید میکنند!
تهدید اصلی حیطهی رواندرمانی در ایران غلبهی نارسیسیزم در میان اغلب مدرسین و درمانگران آن است؛ بالاخص در مردان روانشناس! فضایی که از دل آن

دریافت پول اندک از مراجعین با سخن نگفتن آنها در مورد سکس رابطهی مستقیمی دارد. زمانی مراجع بدون شرم از سکشوالیتی سخن خواهد گفت که شما نیز بتوانید بدون شرم در مورد پول با او سخن بگویید. سکس و پول در ناخوداگاه به یکدیگر متصلاند!
از آنجایی که پول از اساس موضوعی تابو در روان بشر است، هنگامی که درمانگر نمیتواند در مورد مسائل مالی با مراجع در جلسات به

وسواسیها در دل همان عطش انتقام سایکوپتها را دارند، اما عشق پنهان و احساس گناه، خشمشان را در زنجیر کرده و انتقامشان را به شکنجهای آرام و طولانی مبدل میسازد!
همچون ساختار شخصیت وسواسی در رفتارهای آنتیسوشال نیز ما شاهد آبسشن (افکار وسواسی) و کامپالژنهایِ (اَعمال اجباری) گاه مشابهی هستیم. با این تفاوت که فرد

در ناخوداگاهِ مردان، زنان صاحب آلت تناسلیِ مردانهای هستند که یا موجب وحشت آنها از زنان شده و از نزدیکی بازشان میدارد و یا بالعکس، جذابیت زنان را برای مردان دو چندان میسازد!
اینکه مادر یا به طور کلی زنان در درون خود یک آلت تناسلی دارند که مربوط به پدر یا حتی مربوط به خود مادر است

هر قدر اخلاقی زیست کنیم، به طرز متناقضی احساس گناه ما دائماً بیشتر خواهد شد. در دل گوشسپاری به سوپرایگو لذت ممنوعهای ارضا میشود که خود عامل تولید حس گناه بیشتر است!
سوپرایگو خاصیتی ارضانشدنی دارد. چه با ترفندهایی از شرش خلاص شوید و چه به اوامرش گوش بسپارید در نهایت او تهدیدهایش را کنار نخواهد گذاشت.

خودشیفتگی و نگاه سطحی و متعصبی که در برخی زنان مذهبی ریشه دوانده پس از کنار گذاشتن حجاب نیز همچنان با شمایلی متفاوت در آنها ادامه پیدا خواهد کرد. آنها ناتوانیِ عمیقِ خود برای یافتن زنانگی خویش را با برداشتن حجاب جبران مینمایند!
باور دارم هر چه بیشتر میگذرد در تودهی مردم مذهبی، کیفیت مذهبی که به آن مقید هستند ابعاد نارسیسیستیک، وسواسی و بدعتمحورانهی بیشتری به خود

ورود پستان مادر به دهان نوزاد، اولین تجربهی شبهجنسی میان آنها است. کودک بر اساس کیفیت عاشقانه یا تخریبگر این تجربه، در خصوص کیفیت سکس میان والدین نیز خیالپردازی خواهد کرد.
میتوان دو گونه شیر دادن و به طور کلی feeding کودک را از یکدیگر تفکیک کرد: شیر دادن برای اتصال (feeding for linking شیر دادن

خودارضایی در مردها گاهی محصول وحشت آنها برای دست کشیدن از تعهدشان به مادر و دلبستگی به زنی به جز اوست. آنها سکس با معشوق را ناخوداگاه، خیانتی نابخشودنی و گناهآلود به مادر تجربه مینمایند.
مردها اغلب معشوق خاموش مادرشان باقی میمانند؛ تعهدی که سبب یک بیگانگی خودشیفتهوار در آنها میگردد؛ هویت آنها طی این تعهد و خودشیفتگی حاصل از

هیچ عملی به اندازهی وارد ساختن درد به دیگری به آدمی احساس بودن -در حالت مریضگونهاش- نمیدهد؛ این همان روش سادیستیکی است که مراجعین پریمیتیو برای اعلام حضورشان به ما نیز پیش میگیرند؛ شکنجهی دیگری برای اعلامِ “من هم هستم!”
هدف ناخوداگاه مراجعین بدوی از آمدن به روانکاوی لزوما درمان شدن و کشف حقیقت نیست، بلکه در بسیاری از مواقع آسیب زدن به روانکاو است.
