ایران برای غربی‌ها حکم مادر سرحال و مهربانی را دارد که نسبت به سینه‌های بزرگ و پرشیر آن رشک می‌ورزند. رشکی که آنها را به سمت تخریب این سینه‌ها، تکه تکه کردن و دریدنش سوق می‌دهد.

گونه‌ی انسان از اساس یک گونه‌ی وحشی است که احتمالا در طی تکامل از آنجایی که شرایط ایجاب می‌کرده و در واقع به نفع بقای (بخوانید سعادت یا کمال یا هر واژه‌ی استعلایی دیگر) او بوده به تدریج “عاقل” نیز شده است.

لذا تصوراتی همچون صلح و عشقِ خالص به انسانها و جهانی بدون جنگ عملا در تاریخ تکاملی این نژاد یک توهم خوش‌بیانه است.

ما همیشه در حال دریدن یک دیگر بوده‌ایم و هستیم و تمدن صرفا تلاش کرده با ابزارهای گوناگونش این بُعد درنده‌ خوی انسان را تا حدی کنترل یا مهار نماید.

عشق به هم‌نوع تا جایی پیش می‌رود که منافع و بقای ما (خانواده، ملت و تمدن ما) به خطر نیفتد.

در غیر این‌ صورت به سرعت ماجرا معکوس می‌گردد.

و از قضا تمدن ایران در طول تاریخ جزو موفق‌ترین تمدن‌ها در کنترل این سبعیت ذاتی انسان و والایشش به فرهنگی غنی بوده است.

آنچنان غنی و بلوغ یافته که می‌توانیم همیشه به آن ببالیم و با افتخار آن را بخشی از هویت فردی و جمعی خویش قلمداد نماییم.

در مقابل اروپایی را داریم که تقریبا همیشه در طول تاریخ در حال لشگرکشی به تمدن بزرگ ایران بوده و به همین دلیل…

جنگ کنونی ابدا رخداد تازه‌ای برای ما ایرانی‌ها نیست!

اسرائیل نیز که تحت حمایت اروپایی‌ها است فرقه‌ای تروریستی همانند داعش است (نسخه‌ی یهودی آن) که جز نسل‌کشی با بهانه‌ی دست‌یابی به سرزمین مادری (که خلاف داده‌های تاریخی است) دستاوردی برای تمدن به جا نگذاشته است.

نسل‌کشی‌ای که با مالیات مردم و ثروت زیادی که از طریق تجارت و صنعت به دست آورده به آن‌ مبادرت می‌ورزد.

همان تفکرات هذیانی، سایکاتیک و نارسیسیستیک که در داعش و طالبان و امثال آن -که همگی جزو تولیدات سیاستمداران غربی است- حضور دارد، در اسرائیل نیز به وضوح شاهدش هستیم.

البته آنها کاوری پاره شده‌ از قوم مظلوم، آسیب دیده و قربانی بر روی این هسته‌ی خودشیفته کشیده‌اند تا سبعیت پشت آن -هر چند ناموفق- دیده نشود.

ما می‌دانیم تا چه اندازه چنین ساختار بدوی‌ (PRIMITIVE) و پرورتی می‌تواند سادومازوخیستیک نیز باشد؛

در سادومازوخیسیم فرد کنترل رابطه با دیگری را با شدیدترین منیپولیشن‌ها از طریق حتی بُعد ماروخیستیک به دست می‌گیرد.

در واقع خشونی که در مازوخیسم هست در نهایت تبدیل به سادیسم می‌گردد و نه بالعکس (نگاه کنید به نظریه‌ی دوم فروید در خصوص مازوخیسم که در آن سادیسم را بر پایه‌ی مازوخیسم تبیین می‌نماید و نه بالعکس و در واقع اصالت و تقدم را در روان برای مازوخیسم قائل است و نه سادیسم).

اروپایی‌ها هیچ‌گاه نخواستند یا نتوانستند این غریزه‌ی پرخاشگرایانه‌ی ذاتی را تحت کنترل خویش درآورند و این تصمیم از شعار فراتر نرفت.

تمدن غرب همیشه اخته و فلج بوده و لذا دائما در حال لشگرکشی و استعمار بوده و هستند.

هر چند در ظاهر کاوری ناقص و پر از باگ اومانیسم و دموکراسی را به تن استثمار و استعمار همیشگی خود کرده‌اند.

اروپاییان مصداق ابژه‌ی اغواگر محروم کننده‌ای است که ابتدا “بستنی” را به سوژه نشان‌ می‌دهد و هنگامی که سوژه اغوا شد به “بستن” دست و پا و دهانش مبادرت می‌ورزد.

طمع (greed) و رشکِ (envy) هزاران ساله‌ی آنها نسبت به تمدن ایران بیش از آن‌ چیزی است که خیال می‌کنیم؛

خیالی که بسیار تلاش کردند تا از طریق تحریف تاریخ و رسانه‌ها به خورد ما دهند و از قضا تا حدی موفق شدند.

و در مقابل دستاوردهای فرهنگی و تاریخی ما را زالوصفتانه مکیدند.

ایران برای غربی‌ها حکم مادر سرحال و مهربانی را دارد که آنها همچون نوزادی نسبت به سینه‌های بزرگ و پرشیر آن به شدت رشک می‌ورزند.

رشکی که آنها را به سمت تخریب این سینه‌ها، تکه تکه کردن و دریدنش سوق می‌دهد.

امید دارم که ایران همانگونه که تاریخ هزاران ساله‌ی ایران نشانمان داده این بار نیز پابرجا باقی بماند.

امید دارم به اینکه همان‌گونه که با تمام شکست‌هایمان تمدن ایران هیچ‌گاه قلب خود را از دست نداده است و دوباره در جای خویش ایستاده، این بار نیز بتوانیم در برابر متجاوزین از خود و کیان خویش محافظت نماییم.

به لطف بی‌شمار انسان‌های فرهیخته و ایثارگر ریشه‌های ایران نابود نشدنی است.

پی‌نوشت یک: آنچه در حال حاضر و در بحبوحه‌ی تاریکی‌های شوم جنگ مهم است یک داوری اخلاقی است و ایستادن دائمی بر آن: مرگ عزیزانمان و از دست دادن سرزمین مادری و اجازه دادن به تخریب یا تجزیه‌ی آن یک “شر مطلق” است و بایستی در برابر آن ایستاد بدون هیچ تردیدی. کسی که چنین باوری ندارد در حمایت از شر اخلاقی کوشیده است حتی با انفعال خود!

پی‌نوشت:
بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، تا کنون هیچ‌گونه شواهدی مبنی بر تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای مشاهده نشده است. بازرسی‌های منظم و مکرر آژانس از تأسیسات هسته‌ای ایران، از جمله نطنز، فردو و اصفهان نشان داده‌اند که فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب صلح‌آمیز قرار داشته و هیچ ماده‌ی شکافت‌پذیری که قابلیت استفاده در تسلیحات هسته‌ای داشته باشد تولید نشده است. اگرچه برخی اختلافات درباره شفاف‌سازی کامل برخی مواد و سایت‌ها وجود داشته، اما تاکنون هیچ مدرکی دال بر انحراف ایران از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای به سوی اهداف نظامی ارائه نشده است.

منبع:
International Atomic Energy Agency (IAEA)
Report Title: Verification and Monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council Resolution 2231 (2015)
Publication Date: May 2025
https://www.iaea.org

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا