رویکرد رواندرمانگران رامش به “درمان” چیست و چگونه میتوانید با ما جلسات رواندرمانی خود را آغاز نمایید؟
روانکاوی بر این باور است که انسان از طریق رابطه میتواند خود را ببیند و باز یابد.
به همین دلیل مهمترین پرسشهایی که در دل درمانهای تحلیلی برای ما مطرح میشوند رو به سوی “رابطه” دارند:
من از دیگری چه میخواهم؟ دیگری از من چه میخواهد؟ چرا نمیتوانم در حضور دیگری امنیت یا تنهایی را تجربه کنم؟ چرا در حضور دیگری مضطربم؟ چرانمیتوانمبه دیگری عشق بورزم یا عشق دیگری را دریافت نمایم؟
حتی در جایی که به نظر مسالهی مراجع رابطه نیست و او از کار و موفقیت و شکست سخن میگوید، باز هم در پس این موارد، دیگری یا دیگرانی در درون او هستند که او را از پیشرفت یا توقف و تغییر مسیر باز میدارند!
رواندرمانگر نیز از طریق ارتباط مراجع با او و تاثیری که مراجع بر او میگذارد و بالعکس، سعی در فهم مراجع مینماید.
درمانگر در این تعریف، نه در جایگاه دانای کل و مرجع قدرت، بلکه در جایگاه انسانی است که در تعامل با مراجع، خود نیز لحظهبهلحظه اثر میپذیرد و حتی درمان میشود!
اما “بیماری” چیست؟
تمامی مشکلات روانشناختی حول تمرکز بیش از حد بر خود و در واقع ناتوانی از بیرون آمدن از خود شکل میگیرند؛
حتی حالاتی که در ظاهر در نقطهی مقابل این امر به نظر میرسند، مانند خودآزاری یا افسردهخویی نیز نوعی پنهان از همین موضوع هستند.
بنابراین، هدف نهایی درمان تحلیلی، رهایی تدریجی ما از این “مرکزیت خود” و تعدیل آن است.
نشانگان روانیِ ما (سیمپتوم) صرفا با گذر از خود و اتصالی امن و معنادار با انسانهاست که ناپدید یا کمرنگ میشوند؛
فهم ترسها و ناامنیها و زخمهایی که همگی درپیوند با آدمهای مهم زندگیمان شکل گرفته و رشد کردهاند، همدلی با آنها و سپس گذر از آنها و پیوند دوباره با انسانها!
به قول فروید انسان سالم کسی است که میتواند عشق بورزد و کار کند؛ و او هر دوی اینها را بدون اتصال به دیگری امکانپذیر نمیدید (فروید، درآمدی برخودشیفتگی،۱۹۱۴)
روانکاوی میکوشد تا انسان بتواند از جهان و دیگران به شیوهای اخلاقی بهره گرفته و در عین استفاده از ابژههای بیرونی، قدردان آنها باشد (کلاین، رشک و قدردانی، ۱۹۵۷).
این هدف زمانی محقق میشود که فرد از “خود” دائما عبور نموده و وجدانی اخلاقمند و زنده را جایگزین سوپرایگوی سختگیر و کمالگرا نماید (دونالد کاروث، ۲۰۲۳)
تمرکز بیش از حد بر خود همیشه در پیوند با سوپرایگو ممکن میگردد؛
این دو در تعاملی پرخاشگرایانه با یکدیگر، حول تخریب و تنبیه میگردند و عمل مینمایند و نه ساختن و مهرورزی!
در روانکاوی ما میکوشیم تا بدون تحمیل هر گونه فشاری به مراجع و یا عجلهای برای فهم سریع او، رابطهای عمیق و انسانی را شکل دهیم تا به همین هدف نائل شویم.
در رامش، ما به عنوان گروهی از درمانگران تحلیلی با استفاده از همین نگاه تحلیلی و رابطهمند تلاشمان در تحقق همین هدف است: بازسازی رابطههای قدیمی و ساختن روابط جدید و غنی شدن از آنها.
رسیدن به مرحلهای که بتوانیم تکههای مختلف وجودمان را به بیرون از خودمان وصل نماییم تا از وحشت از نابودی تباه نشویم.
رویکرد همهی درمانگران رامش، تحلیلی است (طیفی از روانکاوی کلاسیک فرویدی و لکانی تا نظریات روابط ابژه).
برای آغاز رواندرمانی در رامش، ابتدا جلسهای با هدف آشناییِ اولیه با یکی از درمانگران رامش برگزار میگردد.
پس از این جلسه، متناسب با اطلاعات به دست آمده، رواندرمانگرِ مناسبی به شما معرفی میگردد.
برای دریافت وقتِ جلسهی اولیه میتوانید از طریق لینک دریافت وقت در بیو یا با ارسال پیام به تلگرام ۰۹۰۴۶۰۳۵۴۱۵ با ما در ارتباط باشید.






