هراس ما از قد کشیدن مراجع

از جمله موانع روانکاوی، میل قدرتمندی در درون درمانگر است برای خوب نشدن حال مراجع. شنیدن اینکه مراجع تا چه اندازه با کمک جلسات تحلیلی‌اش قوی، مستقل، ثروتمند شده یا به خودش توجه می‌کند می‌تواند در برخی از ما احساسات پیچیده‌ای را برانگیزاند و ایده‌هایی (idea) را تحریک‌ نماید که ابداً خواهان مواجهه با آنها نیستیم. لذا ترجیح می‌دهیم مراجع در همان سطوح قبلیِ روانی خود باقی بماند یا لااقل به ما چیزی از تغییراتش بازگو نکند. دیدن تغییرات مراجع می‌تواند ایده‌ی احمق بودن ما را بالا بیاورد؛ اینکه تا چه اندازه فرصت‌هایی را به دلیل حماقتمان از دست دادیم یا از طریق فرایند splitting او را وارد قیاس با شریک عاطفی خودمان نماییم که مراجع من تا چه اندازه خوب است و شریک عاطفی‌ام بد و مزخرف… اگر ادامه دهیم و عمیق‌تر بنگریم چیزهای بیشتری نیز قابل دریافت خواهد شد: ناتوانی ما در دیدن عدم وابستگی مراجع به خودمان در اثر رشد؛ میل ما به کنترل همیشگی مراجع و سلطه داشتن بر او و حفظ نقش کاریزماتیک سوپرایگوییِ خودمان برای او… اگر عمیق‌تر شویم شاید چیزهای دیگری نیز دستگیرمان شود: رابطه‌ی مخدوش با پدر یا مادری که با هر قدر پیشرفت در درس و ورزش و … هیچ‌گاه نمی‌توانستیم خوشحالشان کنیم؛ برادر یا خواهری که دیده می‌شد و مورد مراقبت بود و مایی که احساس می‌کردیم از اساس انکار می‌شدیم. یادآوری تجربه‌ی تلخ انفعال وقتی که مورد سواستفاده‌ی جنسی با جسمی قرار گرفته بودیم و این احساس که اگر بدنم قوی‌تر بود این اتفاق رخ نمی‌داد. این احساس که هیچ وقت نتوانستیم از خودمان مراقبت کنیم و همیشه خود را لایق حتی غذای خوب هم نمی‌دانستیم یا لااقل از خود دریغش می‌ساختیم…

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا