کسب مراجع از طریق بدن‌‌نمایی (اگزبیشنیزم) در سوشال مدیا، نقض چهارچوب‌های حرفه‌ای است. آنچه که با ظاهر اروتیک ما در مراجع فعال می‌شود “انتقال” نیست، بلکه تحریک میل جنسیِ واقعیِ اوست!

درمانگرانی که خوداگاه یا ناخوداگاه تلاش می‌کنند با چهره‌ و بدن خویش مخاطبین و مراجعینشان را افزایش دهند؛

در حقیقت در حال بیان پتانسیل بالقوه‌ی خود برای برقراری رابطه‌ی جنسی با مراجعینشان هستند.

و این مصداق بارز سوءاستفاده‌ی جنسی-پرخاشگرایانه‌ی مراجع است؛

هم‌ ابیوز جنسی و هم‌ ابیوز پرخاشگرایانه!

چه آنها با مراجع در نهایت همخوابه شوند و چه صرفا این خیال را با رفتارهای بدن‌نمایانه‌ی خود در ذهن مراجع خلق نمایند و لذا مخاطبینش را وادار به فانتزی‌های‌جنسی در مورد خودش نماید؛

در هر دو صورت آنها از طریق جنسی‌سازیِ قدرت و جایگاه روان‌درمانگری، مراجع را در دام بُعد منحرف (پرورتیک) خود انداخته‌اند.

فریب خود و مراجعینمان با این شعارهایی این چنینی که “اینها همه فرصت‌هایی است تا مراجعینمان -با دیدن عکسهای ما- با واقعیت ما مواجه شوند”؛

یا “نباید خیلی به خود سخت گرفت و می‌توان انسانی‌تر و راحت‌تر در سوشال مدیا حضور داشت”؛

یا درمانگران زنی که شعارهای آزادی زنانه یا آزادی تن زن و … سر می‌دهند و لذا با این بهانه عکسهای به اصطلاح pick up -دلبرانه- از خود در سوشال مدیا نشر می‌دهند؛

تمامیِ این توجیهات فریبنده چشم بستن بر این واقعیت است که آنها در حال جذب مراجع از طریق جسم خود هستند!

این عمل نه تنها اکتی جنسی محسوب می‌شود بلکه در دل خود خشونت بسیار زیادی را نیز به همراه دارد، هر چند در ظاهر در این عمل خشونتی نیست و ممکن است مخاطب از آنها احساس خوبی دریافت نماید.

خشونت‌ پنهان در این‌گونه نمایش‌گری‌های تنانه این چنین است:

“من وارد فانتزی‌های جنسی تو می‌شوم، بدون آنکه تو از قبل در مورد آن فکری کرده باشی یا تصمیمی گرفته باشی”.

“من ابعاد اروتیک تن خودم را به تو تحمیل می‌کنم و تو را در-گیرِ خویش می‌سازم”

و این عمل عین #سادیسم است!

#اگزبیشنیسم (نمایش تن) صرفا عورت‌نمایی در ملا عام توسط مردان نیست!

فرهنگ امروزی خواهان آن است تا صرفا عورت نماییِ یک مرد را عملی منحرفانه جلوه دهد؛

اما بسیاری از رفتارهای دیگر ما نیز می‌توانند مصداقی از اگزبیشنیسم تعبیر شوند که البته با کاورهای دلفریب “آزادی”، “راحتی” و “نیاز به زیبا بودن” تغییر چهره می‌دهند.

فارغ از آنچه در فرهنگ به طور کلی رخ می‌دهد، درمانگر حق فعال نمودن این پارت نمایشگرایانه‌ی وجود خود را به شکل تنانه-جنسی ندارد.

ما لازم است در سوشال مدیا با مطالب خودمان و محتوای غنی‌ای که ارائه می‌دهیم مخاطبمان را به تامل دعوت نماییم و نه با تن خویش!

ما با جنسی ساختن فضای معرفی خود برای مخاطبینمان، از ابتدا آنها را وارد یک تجربه‌ی اروتیک با خودمان می‌کنیم؛

انتقال اروتیکی که عاملش واضحاً رفتارهای ماست و نه فانتزی‌های مربوط به دنیای روانی مراجع!

برخی درمانگرانِ تحلیلی در دفاع از خود چنین استدلال می‌کنند:

“در روانکاوی معاصر اگر با دیدن عکس‌های ما مراجع دچار فانتزی‌های مختلفی شد اتفاقا این اتفاق را فرصتی مغتنم می‌بینیم تا بیشتر به دنیای درونی مراجع وارد شویم!”

اما این پاسخ، یک نیرنگ است؛ یک سوءاستفاده‌ی پنهان از اصول روانکاوی برای خوراک دادن به بخش‌های منحرف (pervert) خویش!

شکل‌گیری انتقال در مراجع قرار است با عملکرد تحلیلی ما در جلسات متبلور یا فعال شود نه با اکت‌های جنسی ما!

مهمتر از آن، انتقالی که با نمایشگری‌های شما تحریک شود دیگر نامش انتقال نیست، بلکه میل جنسی واقعی مراجع است که شما آن را با تحریک مستقیم او آن را فعال ساخته‌اید!

پدیده‌ی انتقال، در فضای بدون جهت‌گیری (nutrality) و حضور ناشناس درمانگر (anonymity) است که شکل می‌گیرد؛

و نه در بستری که درمانگر عملا اندام جنسی خود را با پوششی نامناسب به مراجع نشان می‌دهد یا عکس‌های دلبرانه از خود در سوشال مدیا انتشار می‌دهد!

حقیقت این است که چنین درمانگرانی از کنترل تکانه‌های جنسی خود عاجزند و لذا حتی در فضای حرفه‌ای نیز ضرورت آوردن نیازهای جنسی خود و ارضای آنها را در خود احساس می‌کنند!

و این عمل آنها گونه‌ای از خودارضایی است که در آن، آنها بدون خواست مخاطبینشان و حتی بدون دانستن هویت آنها به ارضای تمایلات جنسی نمایشگرایانه‌ی خود اقدام می‌نمایند.

کنترل تکانه، شرط ضروری برای فراهم آوردن فضای امن و قابل اعتماد برای مراجعینمان است؛

آنچه که مراجعین با این درمانگران تجربه خواهند کرد هر چه که باشد قطعا “تحلیل” یا “درمان تحلیلی” نخواهد بود؛

از آن‌ جهت که رابطه‌ی خود را با آنها “واقعی” ساخته‌اند و نه “انتقالی”!

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا