آیا لازم است از تمام خود برای روانکاو گفت؟

قرار نیست مراجع تمام وجودش را برای ما عیان نماید؛ دلیلی برای این کار وجود ندارد! اتاقهایی در ما هست که حتی روانکاو نیز لزومی ندارد به آنها راه پیدا کند. اما فرق است میان مراجعی که از روی مقاومت، قسمت مهمی از درونیات خویش را برای ما بازگو نمی‌‌کند با مراجعی که برای مرز گذاشتن یا عدم تخریبِ روح خویش در نزد ما از بیان برخی جنبه‌های وجودیِ خویش امتناع می‌ورزد. اولی از خود دروغین او (فالس سلف) برمی‌خیزد؛ همان‌ پارتی که جسارت رویاروییِ مراجع با نیازهایش را از وی می‌ستاند و لذا اغلب فرقی نمی‌کند نزد روانکاو باشد یا در تنهایی خویش؛ در هر صورت آن چیزها را نمی‌خواهد تحت هیچ شرایطی رویت نماید. اما دومی در رابطه با ما، نشانه‌ی رسیدن مراجع به me است و درک آنکه دیگری (not me) در “منِ مراجع” یکی نشده و اجباری نیز برای یکی شدن با او (not me) وجود ندارد: من می‌توانم چیزهایی را نگویم و باز دیگری (روانکاو) را داشته باشم؛ می‌توانم امتناع بورزم و همچنان هم “من” و هم “دیگری” زنده بمانیم و برای هم حضور داشته باشیم. چنین‌ پنهان ساختنی نه از ترس که از جسارتِ “من” می‌آید. در رابطه‌ها نیز همین‌گونه است. “دیگری” را کجا می‌نشانیم؟! جایی که برای او هیچ دسترسی‌‌ای به قلب‌ ما وجود نداشته باشد؟ یا جایی که او تمام ما را ببلعد و اصلا me و not me مصداق پیدا نکند؟! با این تعریف، بایستی معنای صمیمیت را به گونه‌ی دیگری تعریف نماییم: رابطه‌ای که در آن تو اجباری برای “گفتن” احساس نمی‌کنی؛ چیزهایی را می‌گویی و چیزهایی را هم شاید تا همیشه نزد خودت محفوظ نگه می‌داری؛ قلبی که ظرفیت نگهداشتن چیزهای منفی‌ یا رازآلوده‌اش را دارد و دلیل و فشاری برای پرتاب آنها روی دیگری احساس نمی‌نماید. شبیه شرابی قدیمی که هیچ‌گاه برای مهمانان باز نمی‌شود و همیشه در گنجه‌ای در تاریکی می‌ماند تا روزی خاص، در اوج تنهاییِ خلوت‌گونه‌ی خویش بازش کنیم و تنهای تنها بنوشیمش… پی‌نوشت: تمام این موارد صرفا در مورد برخی مراجعین مصداق دارد و قابل استناد به همه‌ی مراجعین نخواهد بود. گاهی برخی مراجعین نوع بودنشان با ما با تمامی آدمهای زندگیشان‌ متفاوت است؛ شاید آنها تنها برای ما از تمام وجودشان‌ می‌گویند و هیچ مقاومتی ندارند و برای دیگران یک‌سره حصاری هستند بدون امکان‌ نفوذ! شاید فقط غرهایشان را برای‌ ما می‌آورند و حال خوبشان را برای می‌برند! لذا در چنین شرایطی ما با یک رابطه‌ی کاملا یگانه‌ی متفاوت روبرو هستیم؛ رابطه‌ای که قابل توصیف در هیچ قالبی نیست. بایستی ترسید از “تعمیم” دادن‌ها، از جمع‌ بستن‌ها و یکی کردن‌ها!
Writer icon
امیرحسین کمیجانی

بیشتر بخوانید ...

پیمایش به بالا