در مورد دشواریِ یافتن زنانگی
دو ضربهی انحصاری در طی رشد دختر بچه رخ میدهد که از اینحیث مسیر هویتیابی او را در مقایسه با پسر متمایز میسازد؛ بار اول هنگامی است که او میفهمد فردی که مادر به او جذب شده (پدر یا نمایندگان پدر) هیچ شباهتی به او (دختر) ندارد و بار دوم تجربهی مکرر این تروما است که تلاش او برای شبیه شدن به مادر، نه خوشحالی مادر، بلکه خشم او را در پی دارد.
مادر در بخشش زنانگی به دخترش همانقدر مقاومت میورزد که در پذیرش زیباییِ زنان دیگر! شاید حلقهی مفقوده در رشد ناقص زنانگی در دختران را بایستی در اینجا جستجو کرد؛ مادرانی که حاضر به دادن مشعل زنانگی با تمام نمودهایش همچون زیبایی، حس درخشندگی و خواستنی بودن به دختران خویش نبوده و تمام این زنانگی را منحصرا برای خویش نگاه میدارند.
نگاه کنید به سریال “sharp object” که چگونه مادر این زنانگی را حتی از همسر خویش نیز دریغ مینماید. در واقع در بسیاری از موارد این زنانگی حتی نصیب همسر نیز نمیشود. تو گویی محرومیت از موهبت زنانگیِ مادر، سایه بر تمام خانواده میاندازد.
این مساله در مورد پسران نیز صادق است اما بهگونهای دیگر: مادر حتی اگر فالوس پسر را معتبر بداند و مردانگی او را به رسمیت بشمرد، به دلیل تمایلات آدمخوارانه و بلعندهی مادرانه -که قبلتر در شش پُستِ پیشین تحت عنوان “میل به بلعیدن و تمایلات غیراخلاقیِ سوپرایگو” توضیحش رفت- پسر تا پایان عمر در تلاشی مذبوحانه برای حفظ این اعتبارِ مردانه نزد مادر و نمایندههای مادر به سر خواهد برد. از همین روست که بسیاری از مردها خود را با “کار” تعریف مینمایند. کار اینجا نه در جایگاه اشتیاقی مجزا بلکه در جایگاه تاییدکنندهی مردانگیِ او (داشتن فالوسی بزرگ) و حتی کسب فالوسی ارضاکننده برای مادر عمل مینماید: اثباتی مداوم به مادر که من از اختگی فاصله دارم یاحتی فالوسی میشوم تا تو از آن کسب لذت نمایی.
بخشندگی شاید دشوارترین و مهمتر تکلیف رشدی مادرانه باشد؛ دشوار از آنرو که میلی قدرتمند برای بلعیدن و به درون خویش آوردنِ هر چه زیبایی است در غریزه مادرانه حضور دارد که در تعارض با تکهی دهندهی او عمل مینماید. یادمان نرود که آرزوی کهن مادران این است که فررند همیشه در رحم آنها باقی مانده و هیچگاه متولد نشود تا اینگونه مالک همیشگی فرزند خویش باقی بمانند.
بایستی مادر با تمام میل به تملکی که در وجود خویش دارد، بخش بزرگی از تکههای درخشنده و زایندهی خود را با دختر تقسیم کند؛ این تنها راه جلوگیری از ورود دختر به مسیر مردانه “عقده اختگی” است.






